طلاق حلال مبغوض
جملهاى پيغمبر اكرم دارد كه از همين جمله اين فلسفه را خوب مىشود درك كرد.اين جمله را شيعه و سنى بالاتفاق نقل كردهاند و از مسلمات اسلام است كه طلاق،حلال مبغوض است بلكه ابغض الحلال است.به نظر مىرسد اين تناقض است.اگر چيزى مبغوض شارع باشد بايد آن را تحريم كند.حلال و مباح يعنى امرى كه نه مطلوب است و نه مبغوض.ولى طلاق را پيغمبر فرمود حلال است و مبغوض،يعنى چه؟معنايش اين است كه يك امرى است كه اسلام نمىخواهد مقدمات آن رخ بدهد و به مرحلهاى برسد كه بىروح باقى بماند،به مرحله ناسازگارى و به مرحلهاى از سردى برسد كه ديگر فقط زور مىتواند اينها را در كنار يكديگر نگه دارد.[از نظر]اسلام مبغوض است كه چنين امرى به اين مرحله برسد.ولى چون با زور نمىشود آن را نگه داشت مىگويد نگه دار اما من نمىگويم به زور نگه دار،من مىخواهم خودت نگه دارى و خودت نگهدار باشى.و لهذا در اخبار و روايات ما هست(عرض كرديم اينها رواياتى است كه ميان شيعه و سنى مشترك استيعنى از مسلمات اسلام است و جاى شك و شبهه نيست)پيغمبر اكرم فرمود از يك طلاق عرش الهى مىلرزد(تهتز منه العرش).اين خودش خيلى معنى دارد.به پيغمبر اكرم خبر دادند كه ابو ايوب انصارى ام ايوب را طلاق داد. فرمود:«ان طلاق ام ايوب لحوب»طلاق ام ايوب يك گناه بزرگ است،كه همين سبب شد ابو ايوب اين كار را نكرد.
نظرات شما عزیزان: